»
جور در نمیآید
3 آبان 84 | October 25, 2005
گاهی آدم واقعا خودش هم به اشتباه میافتد که کدام درست است. آن چه هست یا بوده است یا آن چه میگویند. خب اینها که اصلا با هم جور درنمیآیند.
بمباران میکنند دیگر. اصل را معطل گذاشته اند یا بهانه و ابزارش کردهاند برای چه میدانم چه.
گیرم پدر تو بود فاضل... ابتدا بیا ثابت کن که پدرت بوده است ، پدر معنویات بوده است ، بعد که اثبات توانستی بکنی یا نتوانستی ، آن وقت مینشینیم راجع به استفادهی ابزاری صحبت میکنیم . یعنی صحبت میکنیم که از فضل آن پدر تو را چه حاصل آمده است. حالا کسی علنا فرزند پدرش نیست وادعایی هم ندارد اما اگر کسی بگوید پدر من فلان و فلان و چه ، و خودش 180 درجه دور بزند راه پدر را ، این کمی اذیت میکند. اسم این گمانم فریب باشد. اسم این لابددروغ است. این آلوده کردن ِ اسم پدری است که پدرت نبوده است و میخواهی خودت را جای فرزندش جا بزنی . میخواهی بگویی که من اویم یا ادامهی اویم در حالیکه فرسنگها یا سالهای نوری ، دوری .
معلم فیزیک ما خودش را شبیه انیشتن آراسته بود و فکر می کرد خود ِ خود ِ نسبیت است. بلا روزگاری است.
مطالب مرتبط
|