سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» کو تا سحر؟
26 مهر 84 | October 18, 2005


نمی‌یابم. به هر سو که می روم آنتن نمی‌دهد.
بله همین‌جا نشسته‌ام . همین‌جا که تو هم نیستی ، همین‌جا که خالی ِخالی است ، همین‌جا نشسته‌ام.


می‌گویم قبول باشد . می‌گوید: قبول حق باشد. این حرف یعنی چه؟ مگر فکر می‌کند چه کسی باید قبول کند؟ و اگر قرار بر قبول کردن باشد مگر کس دیگری هم هست که بخواهد قبول کند؟ نکند فکر می‌کند که من یا دیگری باید قبول کنیم و می‌گوید نه ، تو یا دیگری نه، فقط او . یا شاید می‌خواهد از ریا دوری کند ، با توسل به ریا.


آنتن نمی‌دهد در دسترس نیست.


"همچو سحر پرده شب را بدر..."*
مخاطبش کیست، من نمی‌دانم . آن کس پیدا خواهد شد ؟ این را هم نمی‌دانم .گیریم که پیدا شود ، کِی ؟ می‌گویی صبر کنم تا سحر . کو تا سحر؟ کِی می‌رسد سحر؟ حرف‌ها می‌زنی! ...


..............
*مصرع از مولانا


مطالب مرتبط

نظرات شما

  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« مرتب‌سازی گالری‌هایم در کارگاه ٠ صفحه اصلی ٠ کوتاه درباره‌ی استعفای احمد ناطقی و آینده خانه عکاسان »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.