»
از هیچ کدام ننویسم بهتر است
14 آذر 84 | December 05, 2005
هر چه فکر میکنم از کدامیک از حرفهایی که توی کلهام هست بنویسم،میبینم از هیچکدام ننویسم بهتر است.بهانه میآورم که فرصت پروراندن مطالب را ندارم اما خودم راکه نمیتوانم گول بزنم.
این که فرصت کافی ندارم درست ، اما مگر کدام مطلب این وبلاگ کاملا و آنطور که دلخواهم بوده بیشتاب و عجله نوشته شده و اصلا مگر وبلاگ را برای مقاله نوشتن راه انداختهام ؟
برای دوستان عکاسی که احیانا اینجا را میخوانند بگویم که حرفهایی که اشاره کردم همهاش مربوط به عکاسی و مسائل موجود نیست. شاید قسمت کوچکی از آن باشد اما همه اش نیست.
.............
دیروز یکشنبه من به اتفاق دوستان گرانقدر اسماعیل عباسی و محمد ستاری به دفتر مدیر جدید خانه عکاسان، رسول اولیازاده دعوت شده بودیم.
من صراحتا آنچه را لازم میدانستم گفتم پیشنهاداتی هم دادم.دوستان دیگر هم همینطور. اگر چه من بیش از حد خودم حرف زدم و مجال کمتری برای دیگر دوستان ماند.
در حال حاضر باید منتظر ماند.حرفهای نهاییام در این مورد میماند برای آینده، که احتمالا طولانی نخواهد بود.
ضمنا امروز جلسهی دیگر گروه کاری برای فراهم آوردن مقدمات نشست عمومی حهت انتخاب هیات موسس انجمن عکاسان تشکیل میشود.امیدوارم بعد از این جلسه بتوانیم جلسهی نمایندگان نهادها را تشکیل داده و پس از جمع بندی، هرچه زودتر نشست عمومی را برگزار کنیم.دوستانی هم که فرم منتشر شده در نشریه عکس را پر نکرده اند لطفا اقدام کنند.برای کسانی هم که ارسال اطلاعات از طریق اینترنت برایشان راحتتر است فرمی را طراحی کردهایم( یعنی این دوستان طراحی کردهاند نه گروه کاری) که بهزودی روی سایت میگذارم.
3 بامداد دوشنبه
...
پ.ن: فرم ارسال مشخصات روی سایت است به این آدرس مراجعه کنید.
مطالب مرتبط
» خبر و مصاحبهای که از خبرگزاری فارس حذف شد
» کوتاه دربارهی استعفای احمد ناطقی و آینده خانه عکاسان
نظرات شما
Mohsen:
خسته نباشید.
بنظرتون بهتر نیست که در مورد همون جلسه یکشنبه با مدیر جدید خانه(!) بیشتر صحبت کنید؟ خوب خیلی ها(مثل من!) دوست دارن با افکار ایشون بیشتر آشنا بشن...
محمد تهرانی:
دوست عزیز
خانه عکاسان یعنی جایی که عکاسان آنجا را خانه دوم خود بدانند. در آنجا احساس راحتی و امنیت کنند.جایی که همه عکاسان صرفنظر از نوع نگاهشان به عکاسی و دیگر مسائل صرفا به جهت همین وجه اشتراکی که در همهشان هست یعنی عکاس بودن ، خودی تلقی شوند. اوقات فراغتشان را آن جا قرار بگذارند و با هم به تبادل نظر بپردازند. جایی که در آن فضایی فراهم شود تا جوانترها با قدیمیترها آشنا شوند. فضایی که در آن بتوانند بنشینند چای بنوشند و گپ بزنند. به تعبیر دوستان پاتوق عکاسان باشد.
و این ها سوای برنامههای رسمی از جمله نمایشگاهها و نشستها و از این موارد است . خانه عکاسان در دوره مدیریت گذشته نتوانست به چنین جایگاهی برسد نه این که مدیر قبلی نمیخواست وی حتی اقداماتی هم در این زمینه انجام داد اما به دلایلی که قسمتی از آن به شخص وی مربوط بود این جایگاه برای خانه عکاسان فراهم نشد. لابد شما هم به خاطر علامتی که به عنوان تعجب جلوی کلمه خانه گذاشته اید همین را در نظر داشته اید.
این موارد و موارد دیگر را با مدیریت جدید در میان گذاشتیم. وی با این موارد مخالفتی نداشت. یعنی او هم میگفت خانه باید معنای واقعی اش را پیدا کند. و دلش میخواهد که چنین شود. این که در عمل چقدر در این کار موفق باشند ، نمی دانم و تردید دارم . اعلام آمادگی کردیم که اگر در این راه قدم بردارند هر کمکی بتوانیم بکنیم. مطمئنا دیگر عکاسان هم اگر چنین احساسی پیدا کنند کمک میکنند.
تردید ها با اقداماتی که لازم است برای جلب اعتماد عموم عکاسان انجام دهند میتواند کم کم برطرف شود. وگرنه اطلاق لفظ خانه به جایی که واقعا خانه نیست بیمورد است.
محسن محسن بایرام نژاد:
استاد عزيز متشكرم از توضيحاتتون...
البته بديهيست كه منظور بنده توهين به هيچ كس و هيچ جايي نبوده.
و اميدوارم همه ما(چه بزرگ.چه كوچك) بتوانيم در هرچه بهتر شدن جامعه عكاسي(مان) كمكي شايان كنيم...
خسته نباشيد.
نظرات:
|