»
دیکته
25 آذر 84 | December 16, 2005
من به خاتر مشقله زیادم وبلاگ ها را ممولن ساعت 2 یا 3 سبح به بعد میخانم.همه جور وبلاگی هم میخانم.نه که همشونو با دغت بخانم بضیاشونو چرا ولی بزیاشونم نه بضیاشونم پرینت میگیرم بدن میخانم.
امروز یعنی یکرب پیش یعنی ساعت سه و نیم تو یکی از وبلاگا که راجب ساهبخوانشون نوشته بود دیدم ساهبخوانه را نوشته صاحبخانه.از بس قلط نویصی زیاد شده شک کردم گفتم نکنه من اشتباه میکنم و صاحبخانه درسته رفتم کتب لقت رو نیگا گردم دیدم نه من اشتباح نمیکنم حمون ساهبخوانه درسته.
خاستم بگم محم نیصت که نیمفاسله و چیزای دیگه که خابگرد میگه رو رایت کنیم فقط صی کنیم قلط ننویصیم.من اصلن گیج شدم.بضی وقتا هتا فکر می کنم اسم خودم را باید اینتوری بنویسم: محمد.ینی دیگه انقد گیج میشم. الانم خیلی خابم میاد دیگه.سبح میام ببینم یموغه چیزی رو دیکتشو اشتبا ننوشته باشم.
راصتی تا خابم نرفته بگم بزی از صایت حا هم همینتورن.سایتایی که خیلی متبرن مسلن مال جاهای مهمی مسل خبرگذاریها. منزورم خود خبرگذاریا نیست خاستم احمیت سایط رو گفته باشم.
مطالب مرتبط
|