سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» پیرامون نشست عده‌ای از هنرمندان هنرهای تجسمی با مسئولین در موزه هنرهای معاصر
18 اسفند 84 | March 09, 2006

این‌ها که می‌خواهم بنویسم‌ شاید بی‌ربط و پراکنده به نظر برسند شاید هم نرسند، به هر حال یک تندنبشته‌ی دیگر است ،که نمی‌توانم پیش بینی کنم چه ازآب در می‌آید.
من با به‌کار بردن کلمه تولید برای آثار هنری خیلی موافق نیستم ، اگر چه واضح است که اثر هنری هم به هر حال تولید می‌شود.اما چون بعضی ، تولید اثر هنری را مثل تولید کالایی صنعتی می‌دانند از بکار بردن این واژه برای خلق آثار هنری زیاد خوشم نمی‌آید.
علاوه بر کسانی که به کار هنری نمی‌پردازند و به نوعی دست‌اندرکار امور هنری هستند و احتمالا شناخت کافی هم از هنر ندارند ، در بین اقشار هنرمند هم از این واژه استفاده می‌شود. این جاست که من فکر می‌کنم باید در تعریف هنرمند هم کمی فکر شود و آن‌ها که این‌کاره هستند در این مورد بررسی کنند. هم‌چنان که درباره‌ی واژه‌ی استاد ( آن‌جا که در مورد هنرمند به کار می‌رود) باید تجدید نظر کرد.
قدیم‌ها اینطور بود که به هر کسی استاد خطاب نمی‌کردند . این واژه شان و مرتبتی داشت . حالا این شان از بین رفته و ما شاهد صدها و بلکه هزاران استاد هستیم.
در مورد هنرمند هم که الا ماشاءالله هنرمند داریم.
این واژه‌ها کمی تا قسمتی دارند لوث می شوند.
شعر ( یا هر اثر هنری دیگر را) را با توضیحاتی که دادم یا می‌دهم نمی شود تولید کرد ، اما مثلا شعار را می‌شود. شعر تاریخ مصرف ندارد اما شعار دارد.
امروز شعاری می‌دهیم یا می‌دهند فردا دیگر نمی‌دهند یا عوضش می‌کنند. گاهی این چرخش در شعار 180 درجه است.
حالا اگر از هنرمند انتظار داشته باشیم بر مبنای یک شعار به خلق اثر هنری بپردازد به نظرم ماجرا کمی خنده‌دار می شود.
چیزی باید در هنرمند رسوب کند تا کم کم به اثری هنری تبدیل شود. تولید اثر هنری مثل تولید میز و صندلی نیست. یعنی فردا صبح کلید کارخانه را بزنیم و اثر هنری تولید کنیم.

بعضی دست‌اندرکاران امور هنری که در زمره سیاستمداران هستند می‌گویند بر مبنای فلان شعاری که دارد داده می‌شود چرا هنرمندان اثر هنری تولید نمی‌کنند...
بعید می‌دانم هیچ ایرانی از جمله هیچ هنرمندی از این که کشورش در زمینه‌های مختلف علمی فرهنگی اقتصادی و چه وچه پیشرفت کند ، بدش بیاید یا مخالف این موضوع باشد اما مسئله فقط این نیست. آیا لازم نمی دانید هنرمندانی ، که نخبگان جامعه می‌خوانیدشان از زوایای مختلف به موضوع نگاه کنند . به بررسی و تحلیل بپردازند به نتیجه برسند بعد حرفشان را بزنند؟
اصلا من نمی‌دانم این نخبگان به همه منابع برای شنیدن و خواندن همه حرف‌ها و نظرات دسترسی دارند یا نه؟ آیا فیلترینگ در اشکال مختلف راه را برایشان سد نکرده؟ منظورم فقط فیلترینگ در اینترنت نیست.
فرض بر این که به همه منابع دسترسی دارند ، اگر به نتیجه‌ای غیر از شعاری که مطرح است رسیدند یا در آن اما و اگر آوردند ، آیا می‌توانند به راحتی نظراتشان را بیان کنند و پاسخ بگیرند و پاسخ بدهند؟ نخبگانی که می‌گویید تریبون دارند؟
از نخبگان انتظار نداشته باشید دچار جوزدگی شوند و از شعار شعر بسازند.
نخبه همانطور که حسین خسروجردی بیان کرده عمیق‌تر به جهان و مسائل آن نگاه می‌کند. ( این‌جا را بخوانید)
در جلسه‌ای که اعضای گروه کاری برای تدارک انتخابات هیات مؤسس انجمن ملی عکاسی ایران با دکتر حسینی راد مدیر کل دفتر هنرهای تجسمی و رئیس موزه هنرهای معاصر داشتند ، من شبیه همین مسائل را فقط شاید کمی شفاف تر بیان کردم.در این جلسه دوست عزیزم دکتر محمد ستاری که مشاورت موزه را به عهده دارد نیز حضور داشت.


مطالب مرتبط

نظرات شما
نسزين جاقوري:

من دانشجوي سوره و عضو بنياد نخبگان هستم .خوشحال ميشم بيشتر به شما اشنا بشم.پيشاپيش از نهايت توجه جنابعالي سپاسگذارم.


[ June 8, 2008 12:42 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« گٌلم! ٠ صفحه اصلی ٠ به گروگان گرفته شدن آلفرد یعقوب‌زاده و خبر یک خبرگزاری »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.