سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» نِی
31 فروردین 85 | April 20, 2006

نکبتی که پرواز میکند بدون آن که بال چندانی بزند.
بالش از این سر تا آن سر هزار کیلومتر است و بیشتر، خیلی بیشتر. با هر بال که می‌زند صد فرسنگ می‌پرد اما جثه‌اش آنقدر بزرگ هست که همیشه ببینی‌اش، یا حسش ‌کنی.
با هر بال که می‌زند ساختمان‌های شهر و شهرها می لرزند. لرزشی که احساسش نمی‌کنیم ، حدش بالاتر از توان درک ماست. قدرتش در مقیاس ریشتر چیزی حدود صد ، شاید هم هزار باشد.
با چنین لرزشی ساختمان‌ها هم نمی‌ریزند. نریخته‌اند. به ظاهر شاید ، چون همسایه می‌گوید مدت‌هاست ساختمانی وجود ندارد و این‌ها که می‌بینیم نیستند ، تصویر و تصورند. خاطرات ما هستند. وجود ندارند.
پنجره‌ی یکی از این خاطرات حالا روشن است . از پنجره صدای نی می‌آید و من از نی می‌شنوم.


مطالب مرتبط

نظرات شما

  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« از پرتره ‌ها ٠ صفحه اصلی ٠ نشست روز دوشنبه هیات موسس انجمن ملی عکاسی و تاکید مجدد بر دو نکته »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.