»
همیشه چیزهایی که عجیب نیست
14 اردیبهشت 85 | May 04, 2006
همیشه چیزهایی که عجیب نیست یکدفعه عجیب میشود. حالا هم عجیب شده همه چیز.
همه چیز.
بعضی جیزها عجیب است بعضی عجیب تر است بعضی هم خیلی عجیبتر است. عجیبترین نداریم. البته گاهی همه عجیبترینند. یعنی عجیبترین ، یکی نیست و من سعی هم که می کنم سر در نمیآورم . یعنی راستش سعی نمیکنم سر درآورم، میبینم و میگذرم. در همان گذر برای لحظهای فکر می کنم که این دیگر چی بود؟ اما دیگر فکر نمیکنم.
مستقیم فکر نمیکنم. منطورم این است یعنی که شاید جایی توی توده خاکستریام فعل و انفعالاتی انجام میشود که بیخبرم.
اما واقعا عجایب را نمیشود تحمل کرد.
وقتی هر چه میخوانم یا میبینم یا وقتی جلوی آینه میایستم تعجب میکنم ، خب چه فایده دارد ؟
مثلا اهرام ثلاثه
من که ندیدهام از نزدیک. اما میگویند اصلا عجیب نیست ، آنقدر که بعضی چیزها عجیبند.
من اصلا تحمل ندارم.
..............
پی نوشت : این تند نوشته از آنهایی بود که بدون مرور مجدد فرستادم روی سایت. ابتدا بیشتر بود. یکی دو روز بعد که نگاه کردم فکر کردم بعضی قسمتها خودشان تند نوشتهی دیگری هستند اگر چه بی ربط با کل تند نوشته نیستند.( خب این خاصیت تند نویسیاست.) آن قسمتها را جدا کردم تا مضمونش یادم باشد و دوباره تندنویسیشان کنم.
مطالب مرتبط
|