»
صد صفحه خاطره در چند سطر
23 اردیبهشت 85 | May 13, 2006
بیست و چند سال پیش قطعه زمینی را از من و برادرم ربودند و به کسی فروختند.البته کاغذ فروش را ما امضا کردیم ، اما زمین ربوده شده بود. ماجراهایی پیش آمد و چند نفر دیگر آن زمین را خریدند. مبلغی پرداختند و قسمت نسبتا زیادی از مبلغ را هم نپرداختند.سند زمین هم به نام ماست.
... گذشت. این روزها در ادامهی همان ماجرا و برای همان زمین باید به دادگاه بروم . قیمت آن زمین الان بالاست . من از حقوق سر در نمیآورم اما ظاهرا دوباره ربودن دیگری در کار است. اگر چه سالهاست با شناختی که از مناسبات مادی پیدا کردهام ، خوش ندارم وارد چنین مناسباتی شوم و پشت کردهام به همه چیز و خلوت گزیدهام، اما این مورد را به احتمال زیاد پی خواهم گرفت و معمولا وقتی مقولهای را جدی بگیرم تا انتها با جدیت پیش خواهم رفت. ورود به این مقولات با روحیهام سازگاری ندارد و باید با کسی یا کسانی بجنگم که برای یک ریال حاضرند صدها دوز و کلک ببافند و هزار ترفند و نیرنگ به کار آورند، اما خب چه کنم ظاهرا چاره در این است و من هم جنگیدن بلدم. تجربهاش را دارم.
اگر آدمی را که چند روز پیش در ارتباط با همین پرونده و ماجرا دیدم ندیده بودم ، عطای این یک مورد را هم به لقایش میبخشیدم.
مطالب مرتبط
نظرات شما
mehdi:
زندگي ارزش مبارزه كردن را دارد
محمد تهرانی:
دوست عزیز ، ممنونم
زندگی حتما ارزش مبارزه کردن دارد . نکته این است که چه هدفی برای خود تعریف کرده باشیم و در چه راهی بخواهیم قدم بگذاریم و با چگونه مشکلاتی بخواهیم دست و پنجه نرم کنیم. گاهی مجبور میشویم مبارزات مهمتر را در اولویت بعدی قرار دهیم . تلاشم این است هر دو یا چند مورد را به موازات دنبال کنم.
Mohsen:
اميدوارم اين موضوع را هم مثل ديگر موضوعات جدي بگيريد و ...
به نظر من در اين مواقع ارجهيت را بايد كنار گذاشت(!)...يعني اگر شما از لحاظ روحي.فكري و خيلي مواقع احساسي(به معناي عام) مشكل داشته باشيد-هرچند خيلي نا چيز- به واقع نمي توانيد ديگر كارهايتان و به قول خودتان اولویت هاي ارجه تر را به خوبي انجام داده و به پايان رسانيد.
در هر حال بهترين آرزوها و موفقيت ها را براي شما دارم.
محد تهرانی:
ممنونم دوست عزیز. درست است. کمی وقفه ممکن است بیفتد در اولویتها. اما تلاش میکنم صحیح انجام دهم.
نظرات:
|