سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» قهر آینه‌ها
25 تیر 85 | July 16, 2006

ساعت که زنگ زد توی خواب و بیداری دست دراز کردم و به جای شیشه شربت ، قوطی قرص را برداشتم و همه قرص‌ها را یک جا سرکشیدم و خوابیدم. صبح که پا شدم احساس کردم کمی سرم گیج می رود و سرفه می‌کنم . شربت ، تجویز سرفه‌هایم بود . پس چرا سرفه می کردم و سرگیجه‌ام برای چه بود؟ قوطی خالی قرص‌ها را که دیدم دوزاری‌ام افتاد. البته طول کشید تا بیفتد اما افتاد. توی قوطی همه جور قرصی بود . از قرص معده و روده و سرماخوردگی و مسکن ِ درد مفاصل بگیر تا والیوم . دکتر گفته بود هر وقت احساس بی‌خوابی کردی و فکر وخیالات پیری و تنهایی اذیتت کرد نصف یکی از والیوم ها را بخور . حالا من چیزی حدود پنجاه والیوم ، بیست فاموتیدین ، سی چهل ادالت کلد ، بیست امپرازول، نمی دانم چند تا استامینوفن کدئین ، ده‌ها ویتامین جوراجور و چندین و چند قرص دیگر را یک جا مثل آب سر کشیده بودم و اتفاقی نیفتاده بود.
در این چند سال برای هر که تعریف کرده‌ام دستی به شانه‌ام زده و خندیده است و لابد فکر کرده از سر پیری است که هذیان می‌گویم. دیگر برای کسی نخواهم گفت و نخواهم گفت که از همان سال بود که آینه‌ها با من قهر کرده‌اند و نشانم نمی‌دهند.

..............
از چرک نوشته‌های پراکنده


مطالب مرتبط
» فصل پنجم
» روزی که حوصله داشته باشم برایت می‌نویسم
» توی این سیاهی
» قوطی یعنی سفر
» حالایی که نیستی
» می‌گوید چرک است

نظرات شما
یحیی نطنزی:

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور
گرچه از قصه‌ی ما می‌ترکد سنگ صبور
از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشت
ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور
ه.ا سایه


[ July 22, 2006 04:09 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« out there in the cold ٠ صفحه اصلی ٠ بازم رهان بازم رهان! »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.