سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» چهار بامداد ِ صفر‌ ِ صفر ِ صفر
26 مرداد 85 | August 17, 2006

به جان خودم خیلی خوش می‌گذرد. دوره‌های هر دو سه هفته یک بار را می‌گویم. جای همه‌تان خالی است. پذیرایی بسته به وسع صاحب مجلس است. دفعه قبلی که خیلی خوب بود . هر چه فکرش را می کردی بود. انواع میوه و شیرینی و چای و قهوه و حتی گل گاو زبان با نبات درجه یک. میزی که دورش نشسته بودیم دیگر جا نداشت ولی باز هم سینی‌های پذیرایی وارد می‌شد. من و یکی دو نفر دیگرِ اهل سرطان از پشت میز مدیریت می‌رفتیم توی ایوان و سرطان را می‌دادیم توی ریه‌ها بقیه‌اش را هم فوت می‌کردیم تو هوا تا پرندگان هم بی نصیب نمانند.
توی این دوره‌ها راجع به همه چیز صحبت می‌شود. دو تا دو تا سه تا سه تا گل می‌گوییم وگل می‌شنویم.گاهی لپ‌تاب در می‌آوریم و عکس‌هامان را به هم نشان می‌دهیم.همه چیز عالی است.
من البته میهمان دوره‌ها هستم اعضای اصلی‌ ِ دوره دیگرانند. طبیعی است که در هر دوره عده‌ای هم نمی‌آیند. یا دیر می‌آیند و دوره را از رسمیت می‌اندازند.
مثل دوره دیروز.
محل دوره‌ی دیروز جایی بود که عکس‌های قدیمی ،خیلی قدیمی را به دیوار زده بودند.از زمان شاه ِ عکاس به اینور. توی ویترینی هم چند دوربین قدیمی بود . همین ها خودش باعث شد کلی این دوره خوش بگذرد.
جایی که من نشسته بودم روبرویم کمال‌الملک بود به من نگاه می‌کرد و انگاری می‌گفت : بابا شما ها دیگه چقدر باحالین.راست هم می‌گفت ما خیلی با حالیم.

گاهی که فرصت شود راجع به عمومی کردن دوره ها هم صحبت می‌کنیم.دوره‌ی ملی قرار است راه بیفتد. وقتی دوره بخواهد ملی شود خب باید ضوابط و مقرراتی داشته باشد. توی این دوره‌ها فرصت کنیم راجع به این ضوابط هم صحبت می کنیم. البته همه مان نه . چون همیشه چند نفر غایب هستند ( یک نفر هم که اصلا هیچ‌کدام از دوره‌ها را نیامده) بعضی ها هم که در دوره حاضرند ترجیح می دهند با همدیگر حرف بزنند و موقع رای گیری دستشان را بیاورند بالا.من که هیچوقت دستم را بالا نمی برم چون میهمانم یعنی مشاورم.
امروز از سوی یکی دو نفر و از جمله من اهمیت پایمال شدن حقوق افرادی که قرار است در دوره‌ی ملی عضو شوند مطرح شد و این که باید بیانیه‌ای صادر شود. بعضی می‌گفتند این به ما مربوط نمی‌شود و ما کارمان این است که راجع به دوره ملی قانون اساسی وضع کنیم. یکی حتی شنیدم که به دیگری می‌گفت : خودمان را با این کارها کوچک نکنیم. همین جمله باعث شد که من هم فکر کنم ما خیلی بزرگیم. من که نه البته. چون مشاورم.به حد نصاب نرسیدن دوره هم بهانه ای شد تا بعضی بگویند نمی‌شود تصمیم گرفت. من با یکی از غایبین تماس گرفتم و تلفنی جلسه را به حد نصاب رساندم با نظر مثبت او قرار شد بالاخره چیزی نوشته شود.
اما این چیز که بعضی دوستان و خود من فکر می‌کردیم می‌شود نیم ساعته نوشتش و اشتباه می‌کردیم. قرار شد سر فرصت و با دقت تا چند روز دیگر نوشته شود چون همینطور که راجع این موضوع صحبت بود عده‌ای غرق عکس‌های قدیمی بودند که به دیوار نبود و از آرشیو بیرون آمده بود و وقت دوره را به دلیل علاقه‌مندی بعضی همدوره‌ای‌ها به عکس‌های تاریخی می‌گرفت.
البته آنطور که استاد محترمی فرموده عکاسی مورچه نیست اما می‌شود از مورچه ها روش همیاری و همکاری و کار گروهی را یاد گرفت.

چهار بامداد ِ صفر ِ صفر ِ صفر

پی نوشت: برای منتظران و مشتاقان ِ شکل نگرفتن دوره ملی هم عرض کنم: کسانی در دوره‌ها هستند که مصممند تا دوره ملی را به شکلی که بایسته و شایسته است به سرانجام برسانند و امید من این است که می‌رسانند.


مطالب مرتبط
» انجمن ملی
» جلسه‌ی امروز
» جلسات فردای هیات موسس
» خلوت
» نشست روز دوشنبه هیات موسس انجمن ملی عکاسی و تاکید مجدد بر دو نکته
» به امضای خود وفادار بمانید....
» برنامه‌های فردا یازدهم اسفند برای انتخاب هیات مؤسس انجمن ملی عکاسی
» نظری درباره‌ی سخنان بهمن جلالی و پاسخ به آن
» جلسه گروه کاری با ریاست فرهنگسرای نیاوران و نشست نمایندگان نهادها
» در باره‌ی سخنان بهمن جلالی در رادیو
» آقایان، لطفا سمپاشی نکنید
» نشست تبادل نظر و گفت‌وگو پیرامون انجمن ملی عکاسی در دانشکده هنر دانشگاه آزاد
» اگر اسمتان در لیست نیست
» عکس‌هایی از جلسه امروز گروه کاری انجمن ملی عکاسی و گزارشی کوتاه
» عکاسی به عنوان یک رسانه
» درباره‌ی دعوتنامه‌های ارسالی برای عکاسان
» گزارشی از جلسه اخیر برای تشکیل انجمن عکاسی با اشاره به پاره‌ای نکات مثبت و منفی
» برای اطلاع جامعه عکاسان
» در باره‌ی لیست اسامی عکاسان
» اسامی عکاسان جهت شرکت در انتخابات هیئت موسس انجمن ملی

نظرات شما
محسن:

...خیلی جالب و دوست داشتنی!
اولین و تنها چیزی که به ذهن من می رسد اینه که شما انتقادانه ترین حرفهاتون رو به شکلی بیان می کنید که نتنها موافقان با شما از انها لذت می برند بلکه مخالفان هم مجبور به تفکر می شوند! (البته انشاا..
ولی به واقع تشابه عکاسی با مورچه خیلی جالبه...فقط از ذهن انسانهایی "خلاق" بر می آد و بس..


[ August 18, 2006 05:08 AM ]

Mohsen Bayramnejad:

اه! من اين كامنت رو براي يه مطلب ديگه نوشته بودم! ولي حالا...
اشتباه از من نبوده فكر مي كنم چون اون مطلب رو دو يا سه بار خونده بودم و بعد..


[ August 19, 2006 08:53 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« اکسپوی عکس ٠ صفحه اصلی ٠ به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.