سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» ‌فکس
26 آبان 85 | November 17, 2006

بعد از تماس تلفنی‌ات، مشغله‌ی زیاد اجازه نداد تا تماس بگیرم و بفهمم ماجرای فکس چه بود.یعنی مشغله از یادم برد. حالا که نزدیک نیمه شب جمعه است یادم افتاد و فردا می دانم که دوباره فراموشم می‌شود، پس همین الان می‌پرسم: چه بود ماجرا مجید جان؟ می‌دانم محمدهای دیگری هم هستند که نام فامیلشان نام فامیل من است ، اما آیا آن محمدها هم با آن‌جایی که گفتی فکس را دریافت کرده در ارتباطند؟
.......
در مورد خودم هیچ‌گاه نگران مرگ نبوده‌ام و نیستم و نمی‌فهمم وقتی می‌بینم بعضی از مرگ خود می‌هراسند و راستش خنده‌ام می‌گیرد.
توی یک‌ سری از عکس‌هایم که در کارگاه هم هست و قبلا عنوان دیگری داشت و حالا عنوان آن را به آن چه در ذهن داشتم نزدیک‌تر کرده‌ام ( Life) به زندگی پرداخته‌ام. عکس‌های دیگری هم دارم که مرگ را نشان می‌دهد و توی سایت نیست. سری ِ لایف را اگر روزی در نمایشگاهی عرضه کنم احتمالا تغییراتی خواهد داشت یعنی یکی دو تا عکس ممکن است اضافه یا کم یا جابه‌جا یا عوض شود، اما موضوع همان است و عکس‌ها هم از همان سری هستند.



مطالب مرتبط

نظرات شما
مجید:

مدتی میشه که کمتر در وب هستم و اینجاهم نیامدم به این دلیل الان جواب نوشتم.اون موضوع یک شباهت نام و ارسال اشتباه بود.تجربه نادری بود.سلامت باشی.


[ December 1, 2006 11:19 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« همانی که باید باشم خواهم شد ٠ صفحه اصلی ٠ این کثافت و لعن »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.