سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» تبادل نظر
10 دی 85 | December 31, 2006

- می‌دانی؟ باید به یکباره تکلیف را یکسره کنم . با کی؟ با خودم. با چی ؟ با این اعتیاد. اعتیادی که ضرری ندارد و چه بسا فوایدی هم دارد ، اما خب اعتیاد است. بعضی می‌گویند اعتیاد جرم است بعضی می‌گویند بیماری است. من می‌گویم اعتیادی که من دارم جرم است اما نه یک جرم معمولی. جنایت است . آن هم نه هر جنایتی ، که علیه بشریت است ! من که نمی‌خواهم به سرنوشت هیتلر یا صدام حسین دچار شوم. نه از خودکشی خوشم می‌آید نه می‌خواهم طناب دار به گردنم بیندازند. پس بهتر است دوربینم را بردارم مثل آدم بروم عکاسی کنم . نه حالا ، هر روز.
- خب مگر نمی‌شود هم هر روز به عکاسی بروی و هم جنایتت را مرتکب شوی؟
- هم آره . هم نه . یک جورهایی جمع اضداد است. یک جورهایی هم جمع اضداد نیست.
- اشتباهت همین‌جاست، نه تنها جمع اضداد نیست و ناسازگاری با هم ندارند بلکه در راستای همند.
- اشتباه تو هم همین جاست. در راستای هم می‌توانند باشند اما نصفه نیمه ، نه این و نه آن . من نمی‌توانم نه این و نه آن باشم ، یا این یا آن. دربست. کامل.
- خب خری! راهش را بلد نیستی . باید حوصله داشته باشی.
- تو خرتری. چون چیزی را از من می‌خواهی که اصلا نمی‌توانم داشته باشم. حوصله !... احمق‌تر از تو فقط خود توست.

گوشه‌ای از تبادل نظری که راجع به آن نوشتم.


مطالب مرتبط

نظرات شما

  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« درخت معرفت ٠ صفحه اصلی ٠ ‌این صدا چه عجیب است »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.