»
درخت معرفت
8 دی 85 | December 29, 2006
اینجا نشستهام و دارم توی ذهنم با خودم تبادل نظر میکنم تبادل نظری که گاه به مرافعه و جنگ و دعوا میکشد. مرافعهای بین عقل و احساس. چند سال پیش هم جنگ و جدل فکریای که بسیار شدیدتر هم بود بین این دو در ذهنم درگرفته بود و عاقبت یکی ازیشان پیروز شد که هنوز نمی دانم کدام بود ، عقل بود یا احساس ، عقل بود یا عشق. هر چه بود منجر به تصمیمی شد، تصمیمی مهم . حالا هم این تبادل نظر درونی که البته کمتر به دعوا و جدل میکشد نتیجهای خواهد داد و تصمیمی خواهم گرفت. این تصمیم هم کمی تا قسمتی مهم خواهد بود.
این روزها اکثرا مشغول همین تبادل نظر هستم. چند روز پیش در همین حال و هوا در یکی از خیابانهای شلوغ شهر قدم میزدم . احساس خشکی در گلو مرا از خود بدر آورد . کنار دکهای ایستادم تا با آب میوهای گلو تازه کنم که چشمم خورد به چند سی دی فروشی . وارد یکی از آن ها شدم و گفتم دنبال سی دی اشعار اخوان ثالث هستم ، همانها که با صدای خودش خوانده و اوایل انقلاب در دو کاست منتشر شده . کسی که آن جا بود گفت نداریم . ولی صدای دیگری که صاحبش را نمیدیدم گفت: کمی صبر کنید. وقتی آمد دیدم جوانی است با حد اکثر بیست و یک یا دو سال سن. گفت روی کامپیوترم دارم باید صبر کنید تا رایت کنم . گفتم قبل از رایت کردن میخواهم صدایش را بشنوم چون چند فایل از اشعارش را دوستانم فرستاده اند که در همه آنها صدایش تغییر زیادی کرده .
شنیدم خود جوان دارد یکی از شعرهایش را زمزمه میکند:
ای تکیهگاه و پناه زیباترین لحظههای پر عصمت و پر شکوه تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پر شوکت من...
کدام یک از فیلسوفها بود که چیزی شبیه به این گفته یا نوشته بود ؟ : آن چه در هر آدمی مهم است همانی نیست که در ظاهرش میبینی .
جوان، شیفتهی اشعار اخوان و شاملو و تعدادی دیگر از شاعران معاصر بود .
صدای اخوان را با کیفیت مطلوب داشت و برایم رایت کرد وقتی سی دی را به دستم داد ، دیدم خط خوشی هم دارد . نام اخوان را به زیبایی روی سی دی نوشته بود.
حالا دیجیتال شدهی کاستهای " ای درخت معرفت" و " قاصدک " را دارم و صدای اخوان با شعر " ای درخت معرفت " را میگذارم تا اگر خواستید بشنوید.
مطالب مرتبط
» این صدا چه عجیب است
» به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته
» بازم رهان بازم رهان!
» out there in the cold
» خانهام ابری ست
» آن روزهای کوتاه
» Do not Leave me
» "بر این مقصود بی مقصد ، یا : "سفر و یک بایت عکس و اینها
» بوی عیدی،بوی توپ
» پریشونت نبودم؟
» اسیر
|