»
هنرکدهی فردا
28 آذر 85 | December 19, 2006
مدتی پیش که از سفر کردستان برمیگشتم حسین رحمانی را که مدتها بود ندیده بودم در قزوین دیدم. کنار زدیم .
از ماشینش صدای خموشانه میآمد. میخواستم به تهران که رسیدم خموشانه را بخرم. نشد. در تهران معمولا نمیشود.
سفر بعدیام به کردستان در بیجار از دوستم « جمشید فرجوند فردا» پرسیدم سی دی فروشی کجاست؟ لطف کرد و به کوتاه زمانی خموشانه را گرفت. خموشانهی لطفی. حالا دارم خموشانه را گوش میکنم.
از جمشید فرجوند « هنرمند بیجار» باید در فرصتی دیگر بنویسم و احتمالا همراه کنم با عکسهایی که ازو و مغازهاش گرفتهام. مغازه که میگویم ذهنتان نرود سراغ معنای متعارف مغازه. مغازهای دارد که خاص خود اوست. اسمش هم ( اگر اشتباه نکنم) هست « هنرکدهی فردا»
فرجوند واسطه شد تا از مکانهایی عکاسی کنم که اگر نبود عکاسی کردن از آن مکانها شاید به راحتی میسر نمیشد. عکسهای بدی هم نگرفتم. عکسها در ادامه پروژهای است که مدتهاست در ذهن دارم و هر چه میگذرد میبینم هنوز باید بگیرم و میگیرم ، تا زمان مرگ ( چیزی حدود 150 تا 1000 سال دیگر ، + - 10) این را کامپیوتر حساب کرده است ، فالگیر پارک سر کوچه مان هم همین را گفت. با 500 تومان.
مطالب مرتبط
نظرات شما
اكبر:
سلام. اسم مغازه ي آقاي فرجوند كلبه ي جمشيد هست نه هنر كده ي فردا.
نظرات:
|