سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» شوش را دیدم
12 آذر 85 | December 03, 2006

از سفرجنوب برگشته‌ام. با تعدادی عکس و چند صفحه نوشته و رهاورد همیشگی : تجربه
فرصت کنم قسمتی از نوشته‌ها را همین‌جا تند نویسی می‌کنم.

چند گالری از آثاری که قرار بوده است در سایت بیاید را در غیابم همکارم آماده کرده و لینک‌هایی را هم در لینکده گذاشته است . طی یکی دو روز آینده لینک و نوشته‌های مربوط به هر گالری هم روی سایت قرار می‌گیرد و برای بازدید دیگران آماده می‌شود. این قسمت از کار مشکل تر از ایجاد گالری است. باید به همکارم بطور کامل بیاموزم.

مشکل ترین قسمت البته رسیدگی به ای‌میل ها و بررسی کارهایی است که ارسال می‌شود.ای میل‌ها را فعلا فقط خودم می‌توانم پاسخ بدهم. درباره‌ی انتخاب کارها بعدا توضیح می‌دهم.

فعلا با داشتن یک همکار، کارم کمی سبک شده بعد از مرتب کردن عکس‌ها و آماده کردن تعدادی‌شان برای نمایشگاه و احتمالا کتاب ( که زمان ِ کمی هم نمی‌برد)، به سراغ نوشته‌ها می‌روم.
در این بین به تدریج تغییراتی هم در سایت خواهیم داد تا دسترسی به اطلاعات موجود در آن آسان تر شود.
سایت کم‌کم هفت ساله می‌شود.

سفر که بودم سری هم به شهر شوش زدم .شوش مرا یاد شعر اخوان انداخت: « شوش را دیدم »


مطالب مرتبط

نظرات شما
شهلا:

سلام من اهل شوش هستم.از اين كه پادشاهان قديم انقدر به فكر شوش بودند ومن در ان زمان نبودم تاسف مي خورم.خدا را شكر دانشجو شدم و رفتم.


[ December 9, 2007 06:58 PM ]

hosein:

من ازشوش باشما حرف مي زنم از شهري به بلنداي تاريخ از سرزميني كه آفتاب جنوب جهارفصل بي دريغ برآن مي تابد از مردماني ساده وبي پيرايه از فسيل فخر فرسوده يادمان شوكت ايران پارينه.......
هيچ كس آيا مرا به ميهماني رودها وسرودهاخواهد برد


[ March 10, 2008 09:05 AM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« بهانه‌ای برای کندن ٠ صفحه اصلی ٠ احمد شاملو- دو لینک »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.