»
چرا از تعطیلی جایزه کاوه متاسفم ( 1) ، پاسخ به " نسیم"
23 تیر 86 | July 14, 2007
نوشتهی زیر پاسخی است به قسمتی از مطلبی که با عنوان " جامعه عکاسی ، قدرت طلب و فرد گرا"؛نوشته شده
بعد از اعلام تعطیلی جایزه کاوه گلستان توسط خانم هنگامه گلستان در نوشته ای کوتاه تاسف خودم را از این بابت ابراز کردم . بیان دلایل این تاسف و مخالفتم را هم به بعد موکول کردم که با توجه به نوشته شما فعلا مختصری می نویسم.
من از هر فعالیتی که نتیجه اش رشد و اعتلای عکاسی ایران باشد استقبال می کنم . دو سالانه ها ، جشن تصویر سال و مسابقات و فعالیتهای دیگر را با همه نقاط قوت و ضعفشان برای جامعه عکاسی مفید می دانم. انگیزه و نیت برگزار کننده چندان مهم نبوده و یا در اولویت نیست ، حتی اگر برگزار کننده ( آنطور که شما نوشتهاید) صرفا بخواهد خودش را مطرح کند و به سوابقش بیفزاید. فعلا از این می گذرم که این اظهار نظر ِ کلی ِ شما درباره نیت برگزار کنندگان تندروانه بوده و با بدبینی مفرط همراه است.
از نظر شما و با استناد به آن چه نوشته اید دو سالانه ها هیچ فایدهای نداشتهاند . اگر مایل بودید فواید آن ها را( با همه انتقاداتی که شخصا به آن ها داشتهام) برایتان خواهم گفت.
استقبال من از برگزاری جایزه کاوه گلستان دو چندان بود. جایزه کاوه نخستین جایزه مستقلی بود که به نام یک عکاس برگزار می شد، این که به اسم کاوه گلستان بود در درجه دوم اهمیت قرار داشت. مهم این بود که به اسم عکاسی پر تلاش و موفق برگزار میشد ، مهم این بود که برگزارکنندگان با این کار خود حرکت نویی را آغاز کردند که می توانست تبعات بسیار مثبتی داشته باشد برگزاری همین چند دوره هم نتایج مثبتی داشت. ایجاد انگیزه در عکاسان ـ خصوصا عکاسان جوان ـ برای بیشتر عکاسی کردن و تلاش در جهت به تصویر کشیدن مسائل جامعه و شکوفایی استعدادهایی که بالقوه در این زمینه وجود داشتند از نتایج این مسابقه بود. دیگر پیامد این جایزه می توانست این باشد که ما هم کم کم بیاموزیم تا افراد پر تلاش و موفق جامعه عکاسی مان را ـ در هر رشتهای ـ قدر بدانیم و به یادشان فعالیتهای گوناگونی را سامان دهیم. پس از این که شنیدم قرار است در سالهای آینده این جایزه بینالمللی شود بیشتر خوشحال شدم . انتقادی که به سخنان خانم لیلی گلستان در دور اول جایزه داشتم در جهت بهبود بخشیدن به این جایزه بود ، جایزهای که میتوانست الگویی بشود برای فعالیتهای دیگری از این دست ، و در همان نوشته هم به این نکته اشاره کردم.
با چه منطق و استدلالی شما همچون خانم هنگامه گلستان معتقدید که چاپ آثار او یا ساختن وب سایتی برایش می تواند همان تاثیری را داشته باشد که این جایزه داشت؟ کسی ( حداقل در این وبلاگ) بنا ندارد از اسم او سوء استفاده کند یا چهره اش را پشت چهرهی زیبای او پنهان کند... این چه عادتی است که بعد از فقدان یک نفر ازو چهرهای ملکوتی میسازیم ؟ کاوه گلستان ( خصوصا با مجموعه های روسپی کارگر مجنون ) نشان داد که عکاس پر تلاش ، جسور و موفقی است. اما او هم همچون همه ما انسانی بود با نقاط ضعف و قوت . شما او را یک تنه در جبهه زیبایی ها و خوبی ها قرار داده اید و همه دیگران را زشتانی می دانید که اگر صحبت از او یا جایزه اش می کنند میخواهند زشتی های خود را بپوشانند. یا در پی قدرت طلبی اند .
به هرحال مسائلی که فعلا از آن میگذرم جایزه کاوه را به تعطیلی کشید.
در باره دیگر مواردی که به آن اشاره کرده اید در فرصتی دیگر خواهم نوشت.
مطالب مرتبط
|