دوست عزیز مهدی وثوق نیا نقدی بر عکسهای نمایشگاهم که تا یکم شهریور در نگارخانه ممیز خانه هنرمندان برپاست نوشته است. چند تا از عکسهای نمایشگاه را هم میتوانید درابتدا و ادامه نقدش ببینید.چون در یادداشت وی سؤالاتی از من پرسیده شده یا توضیحاتی خواسته شده نوشتهی کوتاهی در بخش نظرات یادداشت او نوشتم. در این جا همان نوشته را میآورم.
یادداشتی کوتاه بر عکس های محمد تهرانی نوشته مهدی وثوق نیا
نوشتهی من:
مهدی عزیز
ممنون از لطفی که داری و سپاس به خاطر نقد و یادداشتت
کلیت شعر زمستان اخوان صرفنظر از تک تک ابیات ، فضای هول و هراس را منتقل میکند. فضایی که در آن سالهایی که شعر سروده شد وجود داشت. هول و هراسی که عکسهای نمایشگاه هم قرار است منتقل کنند اما نه به همان دلایلی که اخوان شعر را سرود. شاید به دلایلی شخصی . واقعیت این است که خودم هم دقیقا نمی دانم به چه دلیل. موضوع را من انتخاب نکردم ، ناخودآگاه فقط این نوع سوژه ها را میدیدم. اگر در عکسها دقت کرده باشی 2 تا از آن ها ، از سقف یک گلخانه گرفته شده اند که در بین عکسهایی که گذاشتهای نیستند. عکسهایی با کنتراست و سیاهی شدید و لکه ابری در پشت سقف کوتاه گلخانه و تسمههای فلزی سیاه که سقف کوتاه گلخانه را می ساختند. عکسها با بقیه جزئیاتی که در آن هست در خدمت همان کلیت است. اگر دوربین را در فضای داخل گلخانه می چرخاندم فضای به کل متفاوتی را می شد به تصویر کشید .
کنتراست ها عمدی بودند سیاه ها را مرکبی می خواستم . وضوح بالا در عکسها برایم مهم نبود در عکسهایی که قبلا از من دیدهای وضوح از واجبات بود ، همچنین حضور جزئیات و برای همین اکثرا با قطع بزرگ هم عکاسی شده بود . بعضی عکسهای نمایشگاه کمی تیره تر از حدی که می خواستم چاپ شده بودند که فرصت تجدید نبود. فکر می کنم فعلا همین مقدار کافی است و به گمانم عکسها باید دقیقتر دیده شوند. این که میشد بعضی از عکسها را حذف کرد با نظرت موافقم اما میخواستم واکنشها را ببینم . از این مجموعه باز هم در آرشیو دارم و هنوز هم گاه گداری از همین فضاها عکس می گیرم . انتخاب نهایی می ماند برای موقعی که فرصت چاپ کتاب فراهم آید. شاید در فرصتی شفاها بیشتر صحبت کردیم. ضمنا بد نیست به این دو عکس که مربوط به نمایشگاههای قبلی من است نگاهی بیندازی، نگاهی که در نمایشگاه زمستان وجود دارد در امتداد همین عکسهاست:
http://www.kargah.com/tehrani/1/tehrani-18.jpg
http://www.kargah.com/tehrani/1/tehrani-09.jpg
باز هم ممنونم
نظرات شما
maniya:
سلام و خسته نباشيد آقاى تهرانى. نظر آقاى وثوق نيا را خواندم و همينطور پاسخ ٍ شما.
و از اينكه توانستم بيام و كارهاتون را ببينم خوشحالم .
كنتراست هاى شديد . بازى هاى نور و سايه و بافت ها ى متضاد در كنار ٍ هم .همه از ويژگى هاى بارز عكس هاى شما بود . و به نظر من نگاه ٍ شاعرانه در اكثر كار ها حس مى شد . نگاهى شاعرانه به ويرانه ها و خرابه ها . در مورد ٍ هر عكس بايد جداگانه نظر داد . سقف گلخانه ها كه به نظر من از عكسها ى بسيار زيباى شما هستند من را مجذوب ٍ خود كرده بودند و بارها با دقت به آنها نگاه كردم . و سقف پلاستيكى قهوه خانه و آن شعر در مورد ٍ عشق هم كارى بسيار زيبا است . و به نظر من بعضى از كارها اگر بزرگتر چاپ مى شد حس كارها بهتر منتقل مى شد .
عنوان نمايشگاه هر چه كه باشد به نظر من چندان مهم نيست مهم حسى است كه بيننده از كارها مى گيرد . و برقرارى ارتباط با آثار مهم است كه اين براى خود ٍ من بوجود آمد . با آرزوى هميشه بودن .
آرش قربانی:
سلام دوست عزیز آقای تهرانی . این دو کار از مجموعه زمستان را دیدم . برای من آنها از این نظر اهمیت دارند که نحوه ی مرعی شدن ابژه مورد عکاسی و نامرعی شدن پس زمینه به شدت در آن برجسته و مشخص شده است . و این چه بسا موضوع مقاله ی تازه ی من درباره ی مشارکت " عکاس باشی ، زندانبان و مخاطب " در تاویل عکس است . خوشحال می شوم نظرتان را در این باره بدانم . البته بیشتر از همه خوشحال می شوم یک سری از کارهای ویژه ی شما را ببینم . چه بسا عکس
های شما انگیزه ی نوشتن مقاله ی های بعدی در این باره باشند . مرسی
.................
سلام متقابل به دوست عزیز
اگر منظور شما از دو کاری که اشاره کرده اید عکسهایی است که لینکشان را در انتهای مطلب گذاشته ام ، این دو از مجموعه زمستان نیستند
لینک مطلبی که در باره عکسی از چهار زندانی دوره قاجار نوشته اید را این جا می گذارم برای دیگران و خودم هم با دقت بیشتری خواهم خواند
http://minrova.blogfa.com/post-47.aspx
احتمال دارد عکس های مجموعه زمستان را روی سایت قرار دهم تا دوستانی که نمایشگاه را ندیده اند، آن ها را ببینند
Babak:
فكر كنم پيش از هر چيزی بايد اذعان كنم من آقای تهرانی عكاس را نمی شناسم . فقط تا همين حد كه يك نمايشگاهی چهارده سال پيش برگزار كرده اند ويك نمايشگاهی هم حالا . عكس های قبليشان را مدت ها پيش در سايت كارگاه ديده بودم و عكس های تازه را هم همين ديروز .
با اين مقدمه ، می خواهم چند خطی برايتان بنويسم ، چرا كه بی شك مهم ترين انگيزه يك عكاس از برگزاری يك نمايشگاه برخورد با واكنش مخاطبينش است .
در باره عنوان نمايشگاه ، پر واضح است كه خود آقای تهرانی هم بسيار به شخصی بودن آن اعتقاد دارد ، اين را نه تنها از توضيحات ابتدای نمايشگاه ، كه از اخباری كه از دو هفته ی گذشته درباره اين نمايشگاه در خبرگزاری ها منتشر شد می توان فهميد . اصرار عجيب بر اينكه اين عكس ها عكس از برف و زمستان نيست و از شعری از اخوان ثالث وام گرفته شده است ! شما به مخاطبتان اجازه نداديد كمی كنجكاوی بكند و در عكس ها بگردد و ظاهرا او را بسيار تنبل می دانيد !
برای مثال می توانستيد توضيحتان را در انتهای نمايشگاه ، و يا در ميان عكس ها نصب كنيد . ابتدا كمی مخاطب را درگير تر كنيد با عكس ها . حتی می توانستيد خود شعر اخوان را جایگزين تعارفات و سلام و عليك روی ديوار كنيد .
هر چند من ( حداقل ) در همه ی عكس های مجموعه خط ارتباط را با زمستان اخوان نمی بينيم .
در مورد يكدست نبودن چاپ ها و كنتراست ها هم كه آقای وثوق نيا پيش از من نوشتند ( كه به نظرم بخشی از آن به دليل سپرده شدن مسئوليت آماده سازی عكس ها به عكاسی ديگر آن هم با نگاهی كاملا متفاوت بر می گردد ) اما انتخاب عكس ها در مواردی ديگر واقعا عجيب بود . مثلا همين عكسی كه بخشی از ان هم در پوستر نمايشگاه استفاده شده هيچ سنخيتی با ساير عكس ها ندارد . مانند يك سكته وزنی در يك شعر كلاسيك !
اين ها را نوشته ام كه بدانيد كارتان را ديده ايم . من چند عكسی را در اين مجموعه دوست داشتم . شك هم ندارم كه نكات مثبتي هم در آثارتان وجود دارد كه وظيفه گفتن آن ها را دوستانتان می سپارم چون كه ما عادت به انتقاد ازآثار همديگر را نداريم . به همين دليل است كه راكد می مانيم و هيچ وقت پيش نمی رويم .
.........................
ممنون از نقدتان فقط در مورد آماده سازی عکسها توسط شخص دیگر اشاره می کنم که ایشان علیرغم نگاه کاملا متفاوت تمام مراحل آماده سازی را با نظر من انجام دادند
بعضی موارد در نوشته تان هست که انگیزه نوشتن در من ایجاد می کند . منظورم نوشتن در مورد کارهای خودم و یا دفاع از آن ها نیست بلکه بحثهای کلی دیگری است که ممکن است به عکس های من هم مربوط بشود یا نشود.ضمن این که شخصا نوشتن افراد درباره خود و کارهایشان را امری مذموم ندانسته بلکه فوایدی بر آن قائلم که متاسفانه چندان باب نیست
از نظرات شما و دیگر دوستان استقبال می کنم و امیدوارم به زودی به نکاتی اشاره کنم
متین:
آقای بابک آیا مطمئن هستی که نوشته آقای تهرانی در بالای همین نطرات را خوانده ای؟من که مطمئن نیستم . اما تردید ندارم که حداقل با دقت نخوانده ای چرا که در نطرت نوشته ای:( سپرده شدن مسئوليت آماده سازی عكس ها به عكاسی ديگر آن هم با نگاهی كاملا متفاوت). آقای تهرانی در نوشتهاش به این موضوع اشاره کرده است:( کنتراست ها عمدی بودند سیاه ها را مرکبی می خواستم و...) .... امیدوارم لااقل عکس ها را با دقت دیده باشی.
اهور:
سلام اقاي تهراني . بسيار خوشحالم كه موفق شدم نمايشگاه شما و عكس هاي بسيار زيبا و تامل بر انگيزتان را ببينم .
اميدوارم كه اين حركت شما در جهت بر گزاري نمايشگاه هم چنان ادامه داشته باشه تا مخاطبان شما خصوصا در هنر عكاسي از ديدن تصاويرتان بي بهره نباشند ...
mahyar:
دوست عزيز به نظر مياد شما از ابتدایی ترين اصول نقد بی خبريد..يعنی سليقه شخصی هنرمند برای خلق اثر.
ضمناً به نظره شما عکاّس
با ايجاد فضای پر کنتراست چه مفاهيمی رو ميخواسته برسونه؟
آيا فضای سيا ه مرکبی براي شما مفهومی نداره.؟ من کارهاي آقای تهرانی رو از نزديک ديدم..و اونها رو بساير عميق يافتم.
بابك:
باز نظری و دوستاني كه گل آلود می كنند آب را :
دوستان عزيز و فاضل و گرامي .
مشكل ما اصولا خواندن با دقت نيست . بلكه نفهميدن آن چيزيست كه می خوانيم .
اين كه در تصاوير مختلف نمايشگاه كنتراست ها و چاپ ها يكدست نيستند چه ربطي به سياه مركبي دارد ؟! در عكس هاي جوزف سادك تا به خواهي سياه مركبي وجود دارد ولي عكس هاي پر كنتراستي به شمار نمي آيند .
اما با اين همه ما از شما آقاي مهيار چيزي آموختيم !!!!! كه اميدوارم در كلاس ها ي نقد از آن به زودي استفاده شود : يكي از ابتدایی ترين اصول نقد: يعنی سليقه شخصی هنرمند برای خلق اثر.
اما من فكر می كنم كه احترام به نظرات شخصي از ابتدايي ترين اصول برقراري ديالوگ و ارتباط باشد .
به نظر من ، ( خواهش مي كنم كمي بلند تر بخوانيد : به نظر من ) نمايشگاه محمد تهراني در انتخاب و ارائه آثار شلخته بود . من چند عكسي را دوست داشتم اما در مجموع نمي پسندمش .
اين ها را به تهراني مي گويم و نه شما . من منتقد مجله نيستم ، اگر ايشان را در نمايشگاه شان مي ديدم ديگر نيازي هم به گذاشتن كامنت در اينجا نبود . شما اگر به نظرت اين آثار بسيار عميق هستند .. بسيار هم خوب و عالي . نظر شماست ديگر . به من چه اصلا !
.......................
متاسفانه به دلیل مشکلات ناگهانی که پیش آمد غیر از افتتاحیه فقط دوبار آن هم به مدت کوتاهی توانستم در نمایشگاه حضور داشته باشم. اما در همین مدت نظرات متفاوتی شنیدم . 2 نفر را دیدم که قبل از هر توضیحی از جانب من ، ارتباط کاملی با موضوع برقرار کرده بودند.
نظر همه دوستان برای من محترم است. کاش آن جا شما را می دیدم. هم آشنا می شدیم ،هم توضیحات یکدیگر را می شنیدیم شاید دیدار و گفتگو در نمایشگاه در نطرات من یا شما تغییراتی ایجاد می کرد
ایجاد کنتراست خیلی شدید را که در بعضی عکس ها وجود داشت برای بیان آن چه در نظر داشتم لازم می دانستم.
در صورت دیدار در مورد آن عکس که نوشته اید اضافه بود ( مانند سکته وزنی در شعر کلاسیک) نظراتم را می گفتم و نطرات شما را هم می شنیدم
با تشکر و آرزوی موفقیت
نظرات: