سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» فضا را تیره می دارد ولی هرگز نمی بارد*
4 شهریور 86 | August 26, 2007

- برای رفتن، حالا این وقت شب خیلی دیر است. بگذار برای فردا.
- کدام فردا؟
- صبح ِ اول وقت. همین که روشن شد هوا
- روشن نمی شود هوا، صبحی در کار نیست. ابر سیاه تیره ای آمده است که چیزی نمی‌زاید ، هوا را اما همچنان که هست نگه می‌دارد تیره و تار. ولی حالا می شود زیر نور ماهی که هست و نیست قدم زد و از این پلید ِ عقیم دور شد.
- کجا؟
- نمی دانم . کتانی هایم را می‌پوشم و می روم و فقط جعبه جادو را می برم.
- اگر با تو آمد یا جایی که می روی هم بود، چه؟
- توی جعبه جادو حبسش می کنم تا روزی قابش کنم یا قابش کنند به دیوار و به یادگار.

*عنوان نوشته: قسمتی از بکی از اشعار اخوان ثالث


مطالب مرتبط
« یادداشت و نقد مهدی وثوق نیا بر نمایشگاه عکس‌هایم ٠ صفحه اصلی ٠ یک پرتره - فوتبال بازی شدن »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.