سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» آسمان تو چه رنگ است امروز؟
1 آبان 86 | October 23, 2007


پیدا شدن یک نامه ، نامه ای که جایی توی حافظه کامپیوترم پنهان بود و درست در همین روزها ، همین روزهای بد ...
یعنی نمی‌شد روز دیگری پیدا شود؟
گمان نمی‌کنم حالا هم به همه‌ی آن‌چه در آن نامه نوشته‌ای اعتقاد داشته باشی. درست فکر می‌کنم؟ نامه تاریخ ندارد اما بعضی نوشته‌های آن ، تاریخ تقریبی آن را مشخص می کند.

این روزها به دلایل خیلی شخصی و خیلی غیر شخصی و به دلایل دیگر ! حال و روز چندان مساعدی ندارم.

می‌بینی؟ در چنین شرایطی ناخودآگاه جملاتی می‌نویسم که مجبورم جلوی آن ! بگذارم. شاید این یک جور واکنش دفاعی ناآگاهانه‌ی روح و ذهن و جسمم است. نه برای اینکه به شرایطی که در قسمتی از نامه به آن اشاره کرده‌ای دچار نشوم بلکه برای بودن برای ماندن. چیزی که ... بگذریم فعلا
سایه ( هوشنگ ابتهاج شاعر معاصر) در سی دی ای که به مناسبت هشتاد سالگی‌اش منتشر شده شعرخوانی کرده و دارم می‌شنومش.
{ حالا می توانم بشنومت} این جمله یادت هست؟
قسمتی از شعر ارغوان با صدای سایه:



در همان سی دی محمد رضا لطفی ضمن نواختن تار گاهی هم می‌خواند این هم قسمتی از خواندن لطفی است:



اگر خواستی نامه دیگری بنویس.شاید اصلا آن نامه را خواب دیده باشم و این‌ها را هم در خواب است که می‌نویسم در حالی‌که از کلید ِ به امانت گرفته شده و پس داده نشده‌ی صاحب این خانه استفاده می‌کنم


مطالب مرتبط
» نماز شام غریبان
» ‌این صدا چه عجیب است
» درخت معرفت
» به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته
» بازم رهان بازم رهان!
» out there in the cold
» خانه‌ام ابری ست
» آن روزهای کوتاه
» Do not Leave me
» "بر این مقصود بی مقصد ، یا : "سفر و یک بایت عکس و اینها
» بوی عیدی،بوی توپ
» پریشونت نبودم؟
» اسیر
« قدردانی همسر نیکول فریدنی از رئیس مرکز هنرهای تجسمی ٠ صفحه اصلی ٠ مشکل در بخش گالری های سایت کارگاه »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.