سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» درگذشت شاعر: قیصر امین‌پور
9 آبان 86 | October 31, 2007


من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده ی سرودنم
درد می کند
....................
قیصر امین‌پور، شاعر صبور و درد آشنا در سن 48 سالگی درگذشت.
قسمت‌هایی از سروده‌های او:
.....................
1)
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
..................
2)
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می‌کنی
وقت رفتن است

باز هم همان حکايت هميشگی
پيش از اين که با خبر شوی
لحظه عزيمت تو ناگزير می‌شود

آی
ای دريغ و حسرت هميشگی
ناگهان
چقدر زود دير می‌شود
....................
3)
من ، در سوگ خویش مرثیه می خوانم :

ای کاش
آن گونه عاشقانه نمی خواندند
آن گونه آسمانی
که بالهای مرتعش مارا
دنبال بال خویش کشاندند
اما
با حسرت رسیدن
در بالهای کال
ما را به سوگ خویش نشاندند
...............................
4)
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه‌ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
....................
5)
قطار می‌رود
تو می‌روی
تمام ایستگاه می‌رود
و من چه‌قدر ساده‌ام
که سال‌های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده‌ام
و همچنان
به نرده‌های ایستگاه رفته
تکیه داده‌ام!
.............
پس از فیلم "نوبت عاشقی" مخملباف:
6)
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد
بک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی‌دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد
ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این، نه آن ... نمی‌دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد

....................
در همین زمینه:

زمین دیگر جایی برای قیصر نداشت. عجیب بود که زودتر از این از جهان نرفت. به خماری چشمان قیصر که می‌نگریستی، عجب می‌داشتی از این زمین نفرین شده‌ که هنوز او را تاب آورده است. متن کامل نوشته‌ی دکتر محمد جواد کاشی


مطالب مرتبط

نظرات شما
maniya:

che sadeh az kenare ham migozarim va che birahmaneh gezavat mikonim .


[ November 1, 2007 06:38 PM ]

معصومه مظفری:

سلام
من عاشق عکس هستم و عکاسی.دیدم که وبتون مال یه عکاسه.اومدم عکس ببینم ولی عکسش کم بود.
امید که در آینده بیشتر ببینم.
........................................
با سلام و تشکر
این جا وبلاگ من است که در آن همانطورکه بر سر درش نوشته ام هر از گاه عکس یا نوشته ای می گذارم . عکس هایم را در صورتی که فرصت کنم یا در گالری هایم در سایت کارگاه و یا به شکل نمایشگاه عرضه می کنم


[ November 10, 2007 01:27 AM ]

سکوت شبانه:

وقاف
حرف آخر عشق است
انجا كه نام كوچك من
آغاز مي شود


[ November 11, 2007 09:02 AM ]

اکو:

سلام آقاي تهراني.آكو هستم.خوشحال شدم كه سايت كارگاه دوباره راه اندازي شد.ايشالله ديگه متوقف نشه.
..........................
سلام دوست عزیز
ممنون . تلاش خودم را خواهم کرد


[ November 11, 2007 11:36 PM ]

وفا:

مطلبی درباره قیصر : درد را بهانه کرد و رفت در این لینک هست که زیباست

http://www.radiozamaneh.info/nabavi/2007/10/post_32.html


[ November 13, 2007 07:17 PM ]

manfered:

سلام...واقعا عكسهاي زيباييه...من خيلي خيلي وخيلي به عكاسي علاقه دارم...ازتون يه خواهش داشتم...اگه ممكنه به وبلاگ من بياين و در مورد عكسهايي كه گرفتم و تو اين پست اخري گذاشتم نظرتون رو بهم بگين كسي رو صراغ ندارم نظرش رو بپرسم...اگه ميشه يه قدمي رو چشم ما بزارين ....
.......................
سلام
علاقه از مهمترین فاکتورهاست امید که بشتر عکس بگیرید و بیشتر عکس ببینید
با آرزوی موفقیت


[ November 28, 2007 11:24 PM ]

babak:

سلام
ممنون از كار زيباي شما


[ December 4, 2007 12:33 PM ]

عطیه:

دوست عزيزم وبلگ جالبي داري خوشحال ميشم به وبلاگ منم سري بزني ونظري هم بدهي


[ December 10, 2007 11:40 PM ]

aram:

چه با امید میروی.....
آپم


[ December 15, 2007 01:38 PM ]

جواد سجادی راد:

دو نفرم كه توي پياده رو ها گم مي شود

با چاي داغ و قهوه دور ميزي مي نشينم و فكر مي كنم

دو تا صندلي براي نشستنم كافيست

.
.
.


[ January 31, 2008 08:12 PM ]

maniya:

سلام دلم می گیره هر وقت می یام اینجا و یا سایت کارگاه و می بینم همه متوقف شده .


[ April 8, 2008 11:10 PM ]

tala:

يعني كارگاه رسما تعطيل شده ؟!
...............................................


[ April 15, 2008 09:01 PM ]

« از خاطرات محبس ٠ صفحه اصلی ٠ از آرشیو »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.